9

اشکانه / ابراهیم حسن بیگی

شاید تا به حال رمان های عاشقانه را فقط مخصوص کتابهای شبه روشنفکری و غربی دیده باشید و اصلا به فکرتان هم نرسد که در کتابهای جبهه فرهنگی هم کتاب عاشقانه و جود داشته باشد آن هم در حوزه دفاع مقدس. اما اشکانه یکی از جذاب ترین رمان های عاشقانه آن هم در حوزه دفاع مقدس است.

داستان از دو بعد دنبال می شود یکی زندگی سید حسین رزمنده ایرانی و دیگری زندگی افسر عراقی که سید حسین را به این روز انداخت.

سید حسین جوانی که در جبهه روی یک تپه بر اثر برخورد گلوله خمپاره توسط یک افسر عراقی از گردن به پایین فلج می شود در حالی که عاشق یکی از هم کلاسی های دانشگاهیش به نام اشکانه است. اشکانه علی رغم مخالفت جدی خانواده و به خصوص مادرش با سید حسین ازدواج می کند اما از خانه طرد می شود و تنها با شوهر و مادر شوهرش در خانه آن ها زندگی می کند. در این مدت سختی های زیادی را متحمل می شود و پرستار تمام وقت شوهرش است شوهری که روی یک تخت خوابیده است و فقط می تواند با او صحبت کند بدون هیچ حرکتی. سید حسین علی رغم اینکه فلج است بیماری سختی نیز دارد که اشکانه مثل یک پرستار واقعی تمام وقت از او مراقبت می کند و با سختی های زیادی در این راه روبرو می شود اما ذره ای از عشقش نسبت به او کم نمی شود و لحظه ای از ازدواج با او پشیمان نمی شود حتی بعد از ترد از طرف خانواده و به خصوص مادرش. سید حسین دوست و هم رزم دیگری هم به نام امیر دارد که در واقع شوهر خواهر اوست. امیر بعد از جنگ به مقامات بالای اداری می رسد. دوست دیگر آن ها حامد است که بعد از سالها اسارت بالاخره آزاد می شود.

اشکانه که نماد مقاومت و شجاعت و از خودگذشتگی یک زن ایرانی است با وجود سختی ها و حتی ناملایمت ها و بی مهری ها برای  تهیه دارو برای همسرش هرگز تسلیم نمی شود و عاشقانه به زندگی در کنار همسرش ادامه می دهد تا اینکه باردار می شود از شوهری که تمام بدنش فلج است و...

ادامه نوشته

8

موسيقي

هوا بس آلوده است

سخت مي شود نفس كشيد

صدا به صدا نمي رسد

اكسي‍ژن به شش ها نمي رسد

نفس در سينه ام حبس مي شود

در اين فضا جاي من نمي شود

فقط يك چيز است كه تكرار مي شود

فقط موسيقي است كه شنيده مي شود

خانه و خيابان و اداره و ماشين

اين موسيقي است كه طنين انداز مي شود

گوش ها پر است از آهنگ و ترانه

ديگر كسي صداي مرا نمي شنود

رپ و پاپ و جاز و راك فرقي نمي كند

اصل موسيقي است كه يكه تازي مي كند

شايد صداي موذن ديگر شنيده نمي شود

يا حتي صداي صوت قاري هم به گوش نمي رسد

اما باز هم شكر كه ازميان صوت موسيقي

صداي شيرين موسيقي خدا هنوز هم به گوشم مي رسد