تولد یک حقیقت فراموش شده

نخستین جشنواره موسیقی و سرود بانگ بیداری در اهواز به همت موسسه رسانه بیداری برگزار شد. جشنواره ای که شاید برای اولین بار به این سبک در زمینه موسیقی اجرا می شد و برخلاف جشنواره های گزارشی دولتی کاملا مردمی بود و شور و هیجان و معنویت سالن را فقط می شود از شرکت کنندگان مراسم پرسید چون زبان و قلم هر دو قاصر از بیان وصف آن هستند. اما این جشنواره با اینکه تازه متولد شده نشان داد عزمی جدی دارد و می خواهد حصارها را بشکند و مهر پایانی بر بیش از دو دهه انحصار موسیقی در دستان جماعت تاریک فکر بزند.

بچه های جبهه فرهنگی انقلاب باز هم توانستند ثابت کنند که دهه 90 دهه شکوفایی دوباره هنر انقلاب است همان هنری که در اوایل انقلاب و دهه 60 غوغا کرد و گل سر سبدش آهنگران بود، همان هنری که با شنیدن یک سخنرانی از آن مرد خدا و دیدن جمعیت عظیم مردمی شاهنگیان و مهراد و گلریز و قطعه های ماندگار ساخت. آری موسیقی هم خاکریز دیگری است از هنر که ان شاا... آن هم همچون فیلم که عمار توانست آن را از چنگال قبضه غرب زدگان دوباره برباید و بر سیطره دو دهه ای آنان پایان دهد، توسط بچه های جبهه فرهنگی انقلاب فتح شود و چراغ اول این کار را بچه های خوزستان روشن کردند.
اما آثار مطلوب این جشنواره نشان داد که خوزستان چه توانایی و ظرفیت عظیمی در این عرصه دارد و چقدر گروه ها و افرادی هستند که می توانند با کمترین امکانات و بضاعت و با وجود اینکه هیچگاه جایگاهی برای نمایش آثار آنان در جشنواره های مختلف نبود و همواره در سانسوری ناجوانمردانه قرار داشتند، هنر متعهد را به رخ همگان بکشند و بازهم پوچی شعار هنر برای هنر را اثبات کرده و  حقیقت فراموش شده ای به نام موسیقی و سرود انقلاب را دوباره احیا کنند. 

بانگ بیداری اکنون پایان نیافته و این تازه اول راه است راهی برای آینده ای روشن و درخشان که نوید رسیدن به تمدن نوین اسلامی را توسط نیروهای حزب الله خواهد داد پس امروز روز هدایت نسل های آینده است، کمربندهایتان را محکم  ببندید که هیچ چیز عوض نشده است
فإن حزب الله هم الغالبون


امضا: علی هاجری

و اما آوینی...


20 فروردین شهادت سید شهیدان اهل قلم #سید_مرتضی_آوینی است مرد نام آشنایی که مستندهای روایت فتحش در دهه 60 هیچ گاه از ذهن های مردم پاک نمی شود. پس از 2 دهه از شهادت #آوینی اکنون او روز به روز بیشتر شناخته می شود و دست نوشته ها و کتابهایش بیشتر از قبل به معرض نمایش در می آید. 20 فروردین روز #هنر_انقلاب نیز نام گرفته که این سالها تبدیل به هفته #هنر_انقلاب نیز شده است و همه اش به برکت خون #سید_شهیدان_اهل_قلم است که به زیبایی صدای مظلومیت امت را در قالب هنر به جهانیان نشان داد. و این تنها هنریست که به قول امام راحل مورد قبول قرآن است؛ یعنی هنر متعهد.
اما 20 فروردین گذشت و از #آوینی چه چیزی در امت حزب الله نمایان شد؟ امت حزب اللهی که همیشه برای دهه های عزاداری به کمتر از دهه قانع نمی شود و و روز به روز دنبال دهه های جدید است حتی با اضافه کردن دهه محسنیه... اما برای هفته #هنر_انقلاب چه کرد؟؟ چقدر از آثار و دست نوشته های #آوینی در این هفته در هیئت ها خوانده شد؟؟ چقدر از مستندات #آوینی بازبینی شد؟ چقدر از صوت های ماندگار #آوینی بازشنوایی شد؟ چقدر از کتب #آوینی بررسی شد؟ چقدر از تفکرات #آوینی نقد شد؟ و چقدر از #آوینی گفته شد؟
تنها چیزی که دیده شد عکس #آوینی بود برای چند روزی به عنوان پروفایل امت حزب الله و دیگر عکسی از #آوینی با زیر نوشته های گرامیداشت سالروز شهادت او در گروه ها و کانال های حزب اللهی در فضای مجازی برای یک روز...
پس امت حزب الله از جریان سازی هنری #آوینی در فضای واقعی چه خبر؟ کجا باید دنبال #آوینی و هنر انقلاب گشت؟؟ در فضای مجازی که اساسا وجود ندارد یا در دنیای واقعی ؟؟؟ مگر نه اینکه گفته اند هر چیزی برای جاودانه شدن نیاز به این دارد که در قالب هنر گنجانده شود و حتی خود اسلام در قالب هنر که قرآن بود گسترده شد، اساسا هنر ارزشی چقدر بین نیروهای حزب الله جایگاه دارد؟
تا کی قرار است #آوینی برای امت حزب الله در حد یک تصویر با قی بماند؟ برای #آوینی و هنر متعهد چه کرده ایم؟ فقط در داد شهدا شرمنده ایم ماندیم و بس...

آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست. پس برادر خوبم برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر که در این سیاره رنج صبور ترین انسانها باشی.

 

امضا: #علی_هاجری
@kelkkhiyal

اقتصاد راهیان نور


چندسالی است حرکت عظیم #راهیان_نور در کشور آغاز شده که به بازدید مردم از مناطق عملیاتی جنگ تحمیلی اختصاص دارد و این حرکت مورد تایید مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته است. در این میان استان خوزستان شاید بیشترین بازدید را در طول سال به خود می بیند اما ذکر چند نکته که در این میان به طور سهوی یا عمدی مورد غفلت قرار گرفته مهم می نماید.
📌ابتدا باید گفت که #راهیان_نور به مثابه زائرینی هستند که از مناطق عملیاتی که نقش زیارتگاه را دارند بازدید می کنند وزائر همانطور که از اسمش پیداست یک گردشکر نیز محسوب می شود. شهرهایی چون مشهد مقدس و قم که اماکن زیارتی محسوب می شوند و همه سالی زائرینی از سراسر دنیا دارند که این زائرین حکم گردشگر را داشته و با خود کلی پول و ارز به این اماکن آورده و موجب رونق اقتصادی و اشتغال زایی برای مردم این شهرها نیز شده است اما آیا خوزستان نیز با این همه زائر میلیونی در سال از این امکان برخوردار است؟
🌐اولین پرسشی که ممکن است مطرح شود این است که شهدا فرق دارند و نباید این طور و با دید اقتصادی به آن نگاه کرد اما آیا مقام شهدا از امام معصومی چون امام رضا (ع) بالاتر است؟ پس چرا زیارت در مشهد هم با دید اقتصادی نگاه می شود؟؟؟
📝اما مخارجی که ما به عنوان زائر برای رفتن به مشهد یا قم انجام می دهیم به این قرار است که اول هزینه رفت و آمد که یا هواپیما یا قطار یا اتوبوس و یا ماشین شخصی است را متحمل می شویم که این نیز باعث اشتغال زایی تعدادی آدم در این بخش می شود دوم هزینه اقامت در هتل یا مسافرخانه است که این نیزتوسط خود مردم مشهد اداره می شود و صنعت هتل داری و مسافرخانه ها در قم و مشهد نیز کلی اشتغال زایی برای مردم این شهرها ایجاد کرده است و سوم هزینه خوراک است که الا ماشا... رستوران و اغذیه فروشی وجود دارد که همه برای مردم اشتغال زایی ایجاد کرده است و خرید سوغات و مغازه ها هم که 24 ساعته در مشهد و قم اطراف حرم باز می باشند و خدا می داند چرخ اقتصادی چندین هزار خانوار را می چرخاند. این شد چرخه اقتصادی یک شهر زیارتی که توسط زائرین تامین می شود و کلی اشتغال زایی برای مردم این شهرها وهمچنین مردم دیگر شهرها که به طرق مختلف ایجاد کرده است.
حال برویم سراغ خوزستان مظلوم و ببینیم سهم مردم از این زائرین #راهیان_نور چقدر است. اول ایاب و ذهاب است که تمامی با اتوبوس های جوان سیر ایثار که متعلق به سپاه پاسداران است انجام می شود و لذا از این ناحیه پولی در جیب مردم نمی رود. دوم اسکان این زوار است که همگی یا در پادگان ها و اماکن مربوط به سپاه و نیروهای مسلح و یا اماکن دولتی انجام می شود و یا بعضی استان ها اقدام به ساخت اقامت گاه های دائمی در خاک خوزستان برای خود کرده اند و زائرین آن استان در اماکن استان خودشان اسکان داده می شوند (آیا خوزستان هم می تواند در استان های دیگر برای خود محل اسکان درست کند؟) و لذا از این طریق نیز پولی وارد جیب مردم نمی شود و صنعت هتل داری و مسافرخانه ها در خوزستان در این بخش کاملا صفر است. سوم خوراک و اغذیه است که اکثرا همه اقلام خوراکی را از شهر خود با اتوبوس ها می آورند و توسط آشپزهای کاروان در مناطق اسکان پخته می شود و یا از آشپزخانه های سپاه پاسداران تامین می شود و از این بخش نیز هیچ سودی به مردم خوزستان و بخش رستوران ها و اغذیه فروشی های مردمی وارد نمی شود. و چهارم سوغات و بازار هم که چه عرض کنم اصلا اتوبوس های #راهیان_نور وارد شهرهای خوزستان نمی شوند و تنها از مسیرهای مواصلاتی بیرون شهرها در مناطق عملیاتی تردد می کنند و لذا به بازارهای شهری نیز به هیچ عنوان ورود پیدا نمی کنند که اینجا نیز باید این سوال اساسی را پرسید که چرا راهیان نور وارد شهرها نمی شوند؟ مگر جنگ فقط در مناطق عملیاتی بود؟ مگر هویزه و سوسنگرد و بستان به اشغال بعثی ها در نیامد؟ مگر اهواز و آبادان و اندیمشک و دزفول مورد اصابت موشک و گلوله قرار نگرفت؟ مگر جنگ در شهر ها نبود؟ مگر در شهرها شهید ندادیم؟ پس چرا شهرها در بازدید #راهیان_نور قرار نمی گیرند؟
و اما دو نوع بازار هم در کنار مناطق عملیاتی وجود دارد که یکی بازار محلی مردم آن منطقه است که باید کیلومترها طی کنند و از شهر به مناطق عملیاتی بیایند تا اجناس خود را به معرض نمایش بگذارند و دوم هزینه برپایی غرفه ها و چادرها برای جلوگیری از باد و باران هم با خودشان است و تازه از همه مهمتر مسئولین کاروان به زائرین می گویند که از این بازارهای مناطق عملیاتی هم خرید نکنید. و اما بازار دوم کتاب و اقلام فرهنگی است که معمولا هیچ کدام خوزستانی نیستند و اکثرا از تهران و شهرهای بالا می باشند.

این بود خلاصه ای از بخش اقتصادی #راهیان_نور که منتظر پاسخ هستیم که چه فرقی بین خوزستان با مشهد و قم هست؟ چه اشکالی دارد اگر بگذارند ظرفیت اقتصادی #راهیان_نور برای مردم خوزستان در سال تولید و اشتغال فعال شود؟ چرا در هتل ها و مسافرخانه ها و زائر سراهای بخش خصوصی اسکان پیدا نکنند؟ چرا غذاها از آشپزخانه های خصوصی و مردمی تامین نشود؟ چرا از شهرها و بازارهای شهری بازدید نشود؟ چرا مدیریت مناطق عملیاتی خوزستان نباید در دست خود خوزستان باشد؟ چرا مردم مشهد و قم از ظرفیت زائران به خوبی در رونق اقتصادی استفاده می کنند و مردم خوزستان نباید بکنند؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا؟ و چرا؟؟؟...

 

امضا: #علی_هاجری

@kelkkhiyal

مرخصی


یک هفته پیش بود که از مرخصی برگشته بودم. رفته بودم عیادت پدرم. مادرم تماس گرفت و گفت : «زودتر بیا پدرت چشم انتظارته و میگه می خواد قبل از مردنش حتما ببینتت» و زد زیر گریه... قرار بود بعد از من رضا به مرخصی برود چون عروسی خواهرش بود و باید حتما می رفت. فرمانده بهش گفته بود بعد از برگشت من می تواند برود و زود برگردد. رضا بالاخره رفت و من جای او ایستادم. دو روز به عید مانده بود و بعضی از بچه ها می خواستند به مرخصی بروند. در همین ایام بود که سعید پسر همسایه مان به خط آمد و بهم گفت : «پدرت حالش خراب شده و مادرت تماس گرفته که حتما بری خونه». سعید در قسمت پشتیبانی گردان بود. بهش گفتم : «من تازه از مرخصی برگشتم و رضا که قرار بود بعد از من بره الان رفته و من دیگه نمی تونم مرخصی بگیرم. یعنی اصلا بهم نمی دن. تازه الانم دم عید و بعضی از بچه ها می خوان برن. حالا باید چه کار کنم؟» سعید گفت : « نمی دونم مادرت گفته بهت بگم حتما بیای» و رفت. نمی دونستم باید چه کار کنم و فکر پدرم یک لحظه هم امونم نمی داد. مادرم تنها بود و از پس کارها بر نمی آمد. او هم دیگر توان کار کردن نداشت. در این فکرها بودم که سرگروهبان گردان از جلویم رد شد و انگار خدا او را از آسمان فرستاد. سمیر یک معتاد تزریقی بود و بعد از گذشت 4 سال هنوز خدمتش تمام نشده بود.همه گردان او را می شناختند. سمیر تنها کسی بود که می توانست برگه مرخصی را امضا کند چون فقط او بلد بود چطور امضا فرمانده را جعل کند. دلم را به دریا زدم و رفتم پیشش و کار را تمام کردم. به سرعت رفتم سمت دژبانی و برگه را تحویل دادم اما اجازه خروج که ندادند هیچ، سه ماه هم اضافه برایم نوشتند. وقتی علت را پرسیدم گفتند : « تو سیزدهمین نفری هستی که سمیر برگتو امضا کرده».

 

امضا: #علی_هاجری

@kelkkhiyal

عیدی کتاب بدهیم


بازار کتاب برخلاف بازارهای دیگر که از رکود خارج شده اند و در دوران پسابرجام و رفع تحریم ها ظاهرا به گفته مسئولین رونق پیدا کرده اند، همچنان مطابق سالهای سال جامعه ما در رکود که چه عرض کنم 4 فصل سال در خواب زمستانی است و مردم ما بعد از سفرها، خرید وسایل منزل، اتومبیل، تفریحات آخر هفته، تفریحات خانوادگی و شبانه، رستوران، پیتزا،چیپس،پفک، بستنی و... اگر معلم مدرسه از شاگردان بخواهد یک کتاب کمک درسی بخرند و یا اداره یک مسابقه کتابخوانی برگزار کند و احیانا کتاب مجانی به دستشان برسد شاید در خلال عدم استفاده از گوشی و شبکه های نااجتماعی اگر حوصله داشتند نصف کتابی را بخوانند. با این حال در این سالی که گذشت بازار کتاب 100 ژول شوک دریافت کرد و نیمه جانی گرفت و ظاهرا این هم از برکت دوران پسابرجام هست و با ورود تعدای هیئت اروپایی و قرار دادهایی که ما توانستیم با آن ها منعقد کنیم که به دلیل محرمانه بودن قراردادها نمی توانیم نامشان را فاش کنیم ازایشان درخواست کردیم که تعدادی از کتابهای ما را بخرند و بخوانند و به کشورشان ببرند شاید مردم آن ها از کتابهای ما خوششان آمد و مقداری ارز به جیب ما ریختند و بدن نیمه جان ما را جان دار کرده و از کما خارج کنند.
حالا چشم های ما به دستها و جیب های بزرگترهاست که در این طرح عیدانه کتاب به جای پول، کتاب بخرند و به بچه ها عیدی بدهند اما
اصلا مگه میشه؟!
مگه داریم؟!
مردم ما!!
پول برای کتاب!!
اونم عیدی!!
گرفتی ما رو!!
برو بابا دلت خوشه!!

آرزو بر جوانان عیب نیست.

 

امضا : #ام_المنتقد

@kelkkhiyal