بدون شرح


باز هم زمستان
باز هم تلخی
باز هم ماتم
باز هم غم
باز هم اندوه
باز هم فراق
باز هم یک عزیز

مرگ...همین نزدیکیست.

 

امضا: سایه ی سفید

@kelkkhiyal

نماز

ا... اکبر نیت تکبیرة الاحرام.

با صدای مکبر مردم نیت نماز عشا را کردند و یکی یکی با گفتن ا... اکبر به امام جماعت اقدا کردند.
علی و رضا در صف دوم بودند و همانطور که سر جایشان به نماز ایستاده بودند از همان رکعت اول مشغول اذیت کردن و سک دادن همدیگر شدند. رضا پاهایش را بیشتر از عرض شانه هایش باز کرده بود و هر از گاهی ضربه ای به پای علی می زد. یک بار که رضا پایش را به قصد زدن به سمت پای علی برد، علی پایش را روی پای رضا گذاشت و محکم فشار داد و همانطور نگه داشت. رضا که دیگر نتوانست پایش را از زیر پای علی رها کند اینبار شروع به نشکون گرفتن علی کرد.
رکعت ها یکی یکی می گذشت و رضا و علی مدام مشغول اذیت کردن همدیگر بودند. امام جماعت و نمازگزاران مشغول خواندن سلام آخر نماز بودند که رضا زودتر سلام داد و بلند شد و با ناراحتی کتف علی را نشکون ریزی گرفت و داشت دور می شد که بلافاصله پس از سلام دادن نماز توسط امام جماعت یکدفعه یکی از پیرمردهای مسجد که در صف سوم بود و دوسه نفر هم از پشت سر بچه ها فاصله داشت فریاد زد که : بی تربیت! بیا اینجا ببینم، این چه نمازی بود؟ خجالت بکشید، خاک تو سرتون کنن، خودتون فهمیدید چی خوندید!؟ رضا که پا به فرار گذاشت پیرمرد این بار شروع به فریاد زدن بر سر علی کرد که هنوز در صف نماز سر جایش نشسته بود. مردم همه فقط داشتند نگاه می کردند و هیچ نمی گفتند که یکدفعه یک مرد مسن که ابتدای صف اول نشسته بود سر از سجده برداشت و با صدای کمی بلند رو به پیرمرد گفت : این چه طرز حرف زدنه؟! ادب داشته باش، چرا داری داد می زنی؟! پیرمرد باز با فریاد گفت : آخه نمی دونی اینا داشتن تو نماز چه کار می کردن! مرد مسن حرفش را قطع کرد و گفت: به تو چه ربطی داره، مگه تو میخوای نمازشون رو قبول کنی؟! تو به فکر نماز خودت باش. حالا که ورق برگشت و این بار پیرمرد به جای بچه ها آبرویش رفت، مهرش را برداشت و با عصبانیت از مسجد بیرون رفت. بعد از رفتن پیرمرد که تازه حواس مردم سر جایش آمد و با حرف های مرد مسن موافق بودند، آن ها هم پیرمرد را مقصر دانستند که چه کار به نماز دیگران دارد. در این حین مرد دیگری بلند شد و گفت: اصلا ببینم این حواسش به نماز خودش بود یا به نماز این دو پسر؟! اصلا این چه نمازی بود که خود این آقا داشت می خوند؟! حواسش کجا بود؟!

 

امضا : #علی_هاجری

@kelkkhiyal

مثل آب خوردن

مردم ما مثل آب خوردن قانون را زیر پا می گذارند بعد هم همین مردم هر جا نشستند مدعی می شوند که چرا ما جهان سوم هستیم؟! چرا ما عقب مانده ایم؟! چرا اروپا چنان است؟ و چرا آمریکا چنین است؟ و ما هیچ نیستیم؟ مسئول همه چیز حتی زباله در خیابان را هم دولت می دانند و خود هیچ. چرا عوام این چنین هستند؟ چرا هیچ کس خودش را نمی بیند؟؟

تقریبا 5 سال از طرح کارتی شدن بلیط های اتوبوس درون شهری می گذرد اما هنوز هم عده ای به جای کارت پول می دهند و اصلا کارت ندارند. چرا؟ یعنی واقعا طرف در این 5 سال فرصت خرید کارت را نداشته است؟ یعنی واقعا کسی که به جای استفاده از کارت بابت کرایه پول می دهد، پول خرید کارت را که 1500 تومان ناقابل است ندارد؟! الله اعلم. اما راننده اتوبوس بدبختی که هر روز از 5 صبح تا 11 شب پشت فرمان نشسته روزی چند بار فریاد می زند که کارت بزنید؟ اما باز هم یکی پیدا می شود مثل امروز که پیرزنی است و پول نقد می دهد و روز راننده را تا شب سیاه می کند و معمولا هم 90 درصد کسانی که کارت ندارند پیرزن ها و پیرمرد ها هستند که نمی دانم هنوز در چه دورانی به سر می برند؟؟!!!
حالا هی فریاد بزنید که چرا جهان سوم هستیم!!!!

 

امضا : #ام_المنتقد

@kelkkhiyal

...


برای انجام هیچ کاری منتظر دیگران نباش.
فقط تو هستی
و خدایت
و توکلت
و توسلت.

 

امضا : #علی_هاجری

@kelkkhiyal

من فقط خدا رو قبول دارم

اولی: من فقط خدا رو قبول دارم. دیگه هیچ کسو قبول ندارم.

دومی: آفرین خوبه. هر کس که میگه من فقط یکی رو قبول دارم پس هر چی طرف میگه هم باید بدون هیچ صحبتی قبول کنه دیگه درسته؟
اولی : صد در صد. گفتم که من فقط و فقط خدا رو قبول دارم.
دومی: پس یعنی هر چی خدا بگه قبول میکنی دیگه؟
اولی : معلومه گفتم که فقط خدا رو قبول دارم
دومی : خوب حرفای خدا تو قرآن اومده دیگه قبول داری؟
اولی : بله گفتم که فقط خدا رو قبول دارم.
دومی : خدا تو قرآن گفته نماز بخونید، میخونی؟
اولی: مهم نیت آدمه.
دومی : خدا تو قرآن گفته روزه بگیرید، می گیری؟
اولی : مگه دیوونم تو گرما آب نخورم.
دومی : خدا تو قرآن گفته حجاب داشته باشید. داری؟
اولی : زندگی هر کس به خودش مربوطه من هر جور دلم بخواد زندگی می کنم.
دومی : خدا تو قرآن گفته فقط از من بترسید و به حرفای من عمل کنید تا رستگار بشید. قبول داری؟
اولی : ای بابا چرا نمی فهمی تو؟ گفتم که من فقط و فقط خدا رو قبول دارم همین.

 

امضا: سایه ی سفید
#sayeh_sefid

@kelkkhiyal

صبح روز کاری


ماشین وسط یک چهارراه یک طرفه ایستاد به قصد پیاده کردن افراد درون ماشین. ماشین پشت سر شروع به بوق زدن کرد. افراد پس از کلی خداحافظی و سفارش آرام آرام پیاده شدند و مرد مسنی که از درب جلو ماشین پیاده شد دادی بر سر ماشین پشت سر زد که چرا بوق می زنی؟ مگر چه خبر است؟ میخواهیم پیاده شویم دیگر چرا رعایت حال مردم را نمی کنید!!!!!!!!!!!!
ماشین پشت سر گفت : مگر وسط چهارراه جای ایستادن است؟!
و دوباره آن مرد مسن شروع به کلی حرف زدن کرد که چرا بوق می زنی!!!!
و من همچنان در حال مشاهده صحنه و تعجب کنان از حادثه دور می شوم.
واقعا نمی دانم چه بگویم!!! همین.
فکر کنم باید یک بار دیگر قانون راهنمایی و رانندگی را بازنویسی کرد تا مردم هر جا دلشان خواست بایستند و آدم پیاده کنند و گور بابای ماشین های پشت سر و گور بابای وقتشان و گور بابای حق الناس....

 

امضا: #ام_المنتقد
@kelkkhiyal

خواب و بیدار

آدم ها دو دسته اند؛ عده ای خوابند و عده ای بیدار.
آن ها که بیدارند تکلیفشان مشخص ؛
اما آن هاکه خوابند خود نیز به دو دسته تقسیم می شوند
دسته اول کسانی اند که خود را به خواب زده اند و بیدار کردنشان تقریبا محال؛پس تکلیف این ها هم مشخص است.
اما دسته دوم کسانی اند که خوابند و هنوز امیدی به بیدارشدنشان می رود
اما این ها همیشه در حال کشیده شدن توسط بیدارها و خود به خواب زده ها هستند و هر کدام از این دو دسته دوست دارد آن ها را به سمت خود بکشد.
بیدارها می خواهند آن ها را از خواب غفلت بیدار کنند و خود به خواب زده ها می خواهند آن ها را مثل خود در خواب همیشگی نگه دارند.
حال کدامیک در کار خود موفق ترند؟؟...
و ما جز کدام دسته ایم؟؟...

 

امضا : #علی_هاجری
@kelkkhiyal

کوچه در دیوار

کوچه،در، دیوار
چه دانیم که زهرا چه کشید در این عمر کوتاه. فقط و فقط 18 سال
می توان تصور کرد که آدمی فقط 18 سال عمر کند و این همه جاودانه شود؟
فقط 18 سال عمر کند و ام ابیها شود؟
فقط 18 سال عمر کند و بی بی دوعالم شود؟
فقط 18 سال عمر کند و حسن و حسین و زینب علم کند؟
فقط 18 سال عمر کند و زهرا شود
فقط 18 سال...

کوچه، در، دیوار
چه کشید زهرا؟
غم فوت از دست دادن پدر
غم غصب ولایت علی
غم محسن
غم سیلی....

کوچه، در، دیوار،
و چه کشد امشب علی
و چه کشد امشب حسن
و چه کشد امشب حسین
و چه کشد امشب زینب
وای مادر... وای مادر
غسل در شب
کفن در شب
دفن در شب
وای مادر....

کوچه، در، دیوار
می نویسیم اگر یازهرا....کار داریم همه با زهرا...
می نویسیم اگر یا زهرا...
فاطمه...فاطمه... زهرا

کوچه، در، دیوار
امشب صدای زمزمه ای می شنوم... نمی دانم آشناست یا نه
اما صدا واضح است و مدام تکرار می شود...
صدای کوچه...در...دیوار
کوچه... در...دیوار...پهلو...میخ
فاطمه...فاطمه...زهرا

 

امضا : سایه ی سفید

@kelkkhiyal