دفتر خاطرات
وقتی دفتر خاطرات کهنه و قدیمی ات را ورق میزنی این واکنش ها در تو نمودار می شود
لبخند، اشک، عصبانیت، خوشحالی، ناراحتی، پوزخند و...
هر کدام معنای خاصی برای خودش دارد. شاید به بچگی ات می خندی، شاید برای آدمهایی که دیگر در کنارت نیستند اشک می ریزی، شاید به شیطنتی که کردی می خندی، شاید از حرفی که بهت زده بودند ناراحتی، شاید برای کسانی که زمانی دوست نزدیکت بودند و الان دیگر نیستند غمگینی و حتی شاید از اینکه دیگه بعضیا کنارت نیستند حتی خوشحالی، شاید به کار مسخره ای که زمانی فکر می کردی درست است الان پوزخند میزنی و...
همه این حالت ها ممکن است برایت اتفاق بیفتد اما یک چیز است که در دفتر خاطرات من و شما همیشه مشترک است آن هم چیز نیست جز عبرت
عبرت از گذشته برای آینده
آینده ای روشن یا تاریک که با دستان خودمان ساخته میشود
وقت تنگ است
از خاطراتمان عبرت بگیریم
لبخند، اشک، عصبانیت، خوشحالی، ناراحتی، پوزخند و...
هر کدام معنای خاصی برای خودش دارد. شاید به بچگی ات می خندی، شاید برای آدمهایی که دیگر در کنارت نیستند اشک می ریزی، شاید به شیطنتی که کردی می خندی، شاید از حرفی که بهت زده بودند ناراحتی، شاید برای کسانی که زمانی دوست نزدیکت بودند و الان دیگر نیستند غمگینی و حتی شاید از اینکه دیگه بعضیا کنارت نیستند حتی خوشحالی، شاید به کار مسخره ای که زمانی فکر می کردی درست است الان پوزخند میزنی و...
همه این حالت ها ممکن است برایت اتفاق بیفتد اما یک چیز است که در دفتر خاطرات من و شما همیشه مشترک است آن هم چیز نیست جز عبرت
عبرت از گذشته برای آینده
آینده ای روشن یا تاریک که با دستان خودمان ساخته میشود
وقت تنگ است
از خاطراتمان عبرت بگیریم
امضا : سایه ی سفید
@kelkkhiyal
+ نوشته شده در شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت 21:57 توسط علی هاجری
|